تبليغاتX
حرف های دل من وامثال من...
حرف های دل من وامثال من...
مدرسه وب ، ماکرومديا قالب هاي وبلاگ آماده دايرکتوري وبلاگ هاي ايرانيان پرشين وبلاگ
این به افتخار یار...

دل گرفته ازنبودت یارمن

خواهشم این است شوی دلدارمن

باورت نیست هرشبم سخت می رود

کوهمان کس که بود غمخوارمن

مستیم دیگرمرادرمان نیست

جا ندارند دردلم افکارمن

مهربانی گر مراپاسخ دهد

روز وشب یک شد به حال زارمن

دل تمنا میکند ازجان تو

ردکنی بازاین همه اصرار من

بردلم چنگی زدی باخشم خود

گوش فرمانم به تو سردارمن

لحظه ای باکردگارخلوت شدم

دل شدآرام باطناب دارمن

 

لینک


اینم یه شعرجدید
گرچه این بادیه نحس است ولی خواهم ماند

بودونبودم همه بحث است ولی خواهم خواند

جای یک شاخه ی پژمرده ی گل چیزی نیست

که دراین خانه نزاع است تدبیری نیست

بی وفایان رابین ازما وفا ردمی کنند

پیش رویم خوب خوب پشت سرم بد می کنند

کاش بودی که دراین خانه ی غم می دیدی

من چه رنجها کشیدم وتومی خندیدی

سردسرداست هوابوی بهار گم شده است

نازنین ما ببین همدم مردم شده است

عطشی دردل من هست که می سوزاند

گرچه یار دور زماست شعله می فروزاند

ای خدامشکل دل رابه تومی سپارم من

 تو که حلال همه مسئله ای حل کن این مشکل من

 

 

لینک


این شعر قشنگ از یه وب قشنگه و امیدوارم شما هم مثل من خوشتون بیاد

بازم شادي و بوسه ، گلاي سرخ و ميخک

ميگن کهنه نمي شه تولدت مبارک

تو اين روز طلايي تو اومدي به دنيا

و جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما

تو تقويما نوشتيم تو اين ماه و تو اين روز

از اسمون فرستاد خدا يه ماه زيبا

يه کيک خيلي خوش طعم ،با چند تا شمع روشن

يکي به نيت تو يکي از طرف من

الهي که هزارسال همين جشنو بگيريم

به خاطر و جودت به افتخار بودن

تو اين روز پر از عشق تو با خنده شکفتي

با يه گريه ي ساده به دنيا بله گفتي

ببين تو اسمونا پر از نور و پرندس

تو قلبا پر عشقه رو لبا پر خندس

تا تو هستي و چشمات بهونه س واسه خوندن

همين شعر و ترانه تو دنياي ما زندس

واسه تولد تو بايد دنيا رو اورد

ستاره رو سرت ريخت تو رو تا اسمون برد

اينا يه يادگاري توي خاطره هاته

ولي به شوق امروز مي شه کلي قسم خورد

تولدت عزيزم پراز ستاره بارون

پر از باد کنک و شوق ،پر از اينه و شمعدون

الهي که هميشه واسه تبريک امروز

بيان يه عالم عاشق ،بياد هزار تا مهمون

لینک


آخرین وداع وحیددادا
((سلام دوستانعزیز این آپ آخر منه :یعنی دیگه نیستم شایدم باشم هنوز معلوم نیست آخه دارم می رم دانشگاه شمال.دیگه ببخشید امیدوارم همچنان به داداوحید سربزنید چون خوشحالش میکنید))

من همان پرنده ی بدون بال وخسته ام

از سر غم به روی شاخ هایی جسته ام

این امیدی که درون دل من جادارد

ازهمه دوستو دوستان تمنا دارد

تابرایش شده یک روز دعایی بکنید

بلکه زگفته ی من یاد خدایی بکنید

گرچه ازدوست به مانزدیکتر بازغم است

باجدایی دوستان بر من وقت ماتم است

نرم نرم یادشما آب کند این قفسم

بلکه ازیادشما من به یادش برسم

((دوستان خوبم این شعر روواسه ی شماگفتم ودوست دارم که همه ی اون عزیزایی که بعد رفتن من یعنی سه شنبه به وب من سر می زنن به یاد وحیددادا باشند وبراش دعا کنند))

 

 

 

 

لینک


این شعرروبه مناسبت ماه مبارک رمضان سرودم که امیدوارم خوشتون اومده باشه
فردا که درراه غریبی گیرباشیم

ازترس شب بامعصیت درگیرباشیم

آیاکسی هست که مارایادباشد

دنباله ی خوبی شویم تکسیرباشیم

فرداکه ازاعمال ما یادی شود سخت

گریان شویم روزقیامت سخت بدبخت

چون راه خوبی ها به رویت بازباشد

این راه ناهمواربرایت می شودتخت

یک فرصت سی روزه هست تاخوب باشی

ازمعصیت رفتاربدهم دورباشی

ازگوش وچشم وبینی وحلق ودهانت

حافظ شوی چون یک فرشته خوب باشی

(نظریادتون نره چون گناه می کنید)

 

لینک


رازونیاز باخدا
سلام میکنم به خدایی که می داندوماازآنچه که اومی داند بی خبریم.

ای یهگانه آفریینده خلایق:مارادراین ماه عزیز ازتمام معصیت ها حفظ فرما تاقطره های دریای بی کرانت جمع شوند وبه اقیانوس ژاکی ها بپیوندند.

خدایمن حالاکه احساس دل تنگی میکنم یا تو افتادم چنان اشک درچشمانم موج می زند که گویا دریرابه آن وصل کرده اند.

خدای من احساس گناه سخت مرامی سوزاند سخت مرا می رنجاند وبه وجودم نمک می پاشد.دستهایم کوچک وچشمهایم خیس خیس .

نمیگویم که آرام شوم می گویم که دریادشوم.

افسوس که من نیمی ازعمر خود درتاریکی پنهان به سر برده ام فریاد ازاین دام های گسترده ی شیطان.

خدای من مراآن گونه هدایت فرما که قدم هایم به راه راست استوارباشد.خدای من:همه ازشوق ماه مبارک درشورند.هرکس به طریقی می اندیشد که چه گونه به تونزدیک شود امانمی دانند که توهمیشه درکنار ماهمچون سایه بامعرفت هستی.

ای خدای مهربان: مارا دراین ماه آن گونه که شایسته هستیم قراربده توخودمیدانی که هیچ کس ازکودکی بد نبوده است من نیز از این مسئله بی بهره نیستم.

خدای من خدای من خدای من...

 

لینک


تاروپود من که بود؟
شکستم ساده ی ساده چه میخواهی توبیش ازاین

 

بریدم ریشه ی خود را چه می خواهی توبیش ازاین

 

نماز صبح می خواندم به یادت سجده ای کردم

 

تورابعد ازخدا دیدم چه می خواهی توبیش ازاین

 

درون دل نمک پاشم که حرف من گوش باشد

 

چه سوزشها تحمل کرد چه می خواهی توبیش ازاین

 

به سان مرغ صبحگاهی برایت نغمه می خواندم

 

زعشق توشدم بلبل چه می خواهی توبیش از این

 

غم عالم تحمل شد به روی سینه ی کوچک

 

به روی سینه جایی نیست چه می خواهی تو بیش ازاین

 

چه روزها چوشب بگذشت وچه شبها چون روزی

 

برایم روزوشب یک بود چه می خواهی توبیش از این

 

چراغ زندگانی رامکن خاموش دلگیر است

 

به عشقم دستند بستی چه می خواهی توبیش ازاین

 

کویر عشق راباید بسوزانی که گل روید

 

گلستانی درست کردم چه می خواهی تو بیش از این

 

غمم را منتقل کردم درون سینه ی تاریک

 

به قلب خود زدم خنجر چه میخواهی توبیش از این

 

غروب خود رها کردم که جایش راتو برگیری

 

رها شد یار دیرینم چه می خواهی تو بیش از این

 

نفس را کرده ام محبوس که خواب تو روان باشد

 

ز چشمم خواب را بردم چه می خواهی تو بیش از این

 

سر صفره شدی اول که شکرش را توبرگویی

 

صواب را زمن بردی چه می خواهی تو بیش ازاین

 

تمام زندگی راکسر کردی به آسانی

 

خدایم را زمن بردی چه می خواهی توبیش از این

((این شعر از دل من طلوع کرد وآن را تقدیم می کنم به همه ی صاحب نظران وبلاگم))

 

 

 

 

 

 

 

 

لینک


ماجرای یک عشق
به روي گونه تابيدي و رفتي
مرا با عشق سنجيدي و رفتي
تمام هستي ام نيلوفري بود
تو هستي مرا چيدي و رفتي
كنار اتظارت تا سحر گاه
شبي همپاي پيچك ها نشستم
تو از راه آمدي با ناز و آن وقت تمناي مرا ديدي و رفتي
شبي از عشق تو با پونه گفتم
دل او هم براي قصه ام سوخت
غم انگيزست توشيداييم را
به چشم خويش فهميدي و رفتي
چه بايد كرد اين هم سرنوشتي ست
ولي دل رابه چشمت هديه كردم
سر راهت كه مي رفتي تو آن را به يك پروانه بخشيدي و رفتي
صدايت كردم از ژرفاي يك ياس
به لحن آب نمناك باران
نمي دانم شنيدي برنگشتي
و يا اين بار نشنيدي و رفتي
نسيم از جاده هاي دور آمد
نگاهش كردم و چيزي به من نگفت
توو هم در انتظار يك بهانه
از اين رفتار رنجيدي و رفتي
عجب درياي غمناكي ست اين عشق
ببين با سرنوشت من چها كرد
تو هم اين رنجش خاكستري را
ميان ياد پيچيدي و رفتي
تمام غصه هايم مقل باران
فضاي خاطرم را شستشو داد
و تو به احترام اين تلاطم
فقط يك لحظه باريدي و رفت ي
دلم پرسيد از پروانه يك شب
چرا عاشق شدي در عجيبي ست
و يادم هست تو يك بار اين را
ز يك ديوانه پزسيدي و رفتي
تو را به جان گل سوگند دادم
فقط يك شب نيازم را ببيني
ولي در پاسخ اين خواهش من
تو مثل غنچه خنديد و رفتي
 دلم گلدان شب بو هاي رويا ست
پر است از اطلسي هاي نگاهت
تو مثل يك گل سرخ وفادار
كنار خانه روييدي و رفتي
تمام بغض هايم مثل يك رنج
شكست و قصه ام در كوچه پيچيد
ولي تو از صداي اين شكستن
به جاي غصه ترسيدي و رفتي
 غروب كوچه هاي بي قراري
حضور روشني را از تو مي خواست
تو يك آن آمدي اين روشني را
بروي كوچه پاشيدي و رفتي
كنار من نشتي تا سپيده
ولي چشمان تو جاي دگر بود
و من مي دانم آن شب تا سحرگاه
نگارن را پرستيدي و رفتي
نمي دانم چه مي گويند گل ها
خدا مي داند و نيلوفر و عشق
به من گفتند گل ها تا هميشه
تو از اين شهر كوچيدي و رفتي
جنون در امتداد كوچه عشق
مرا تا آسمان با خودش برد
و تو در آخرين بن بست اين راه
مرا ديوانه ناميدي و رفتي
شبي گفتي نداري دوست من را
 نمي داني كه من ن شب چه كردم
خوشا بر حال آن چشمي كه آن را
به زيبايي پسنديدي و رفتي
هواي آسمان ديده ابريست
پر از تنهايي نمناك هجرت
تو تا بيراهه هاي بي قراري
دل من را كشانيدي و رفتي
پريشان كردي و شيدا نمودي
تمام جاده هاي شعر من را
رها كردي شكستي خرد گشتم
تو پايان مرا ديدي و رفتي

لینک


:: دختر خانم ها برای ازدواج می توانند ثبت نام کنند
 
 
از آنجا كه امر ازدواج يكي از مهمترين اصول اجتماعي ، همچنين تشكيل خانواده يكي از مهمترين وبنيادين ترين ساختارهاي اجتماعي ميباشد و همانطور كه ميدانيد حضور يك پسر مجرد ( عذب؟ يا عزب ؟)‌در ميان جمعي براي آن جمع موجبات معصيت را فراهم ميدارد ، لذا اينجانب از همين تريبون رسمي اعلام ميكنم كه
منتها ديگه خيلي اصرار ميكنيد .... چي بگم ؟ رشد قارچي آمار طلاق و رشد منفي ازدواج در جامعه ما ، همچنين عدم تناسب تعداد دختران نسبت به پسران ( يعني به ازاي هر پسر پنج دختر ) بنده از جان گذشتگي ميكنم ، تن به ازدواج ميدهم !
در همين راستا ، از تمامي علاقه مندان به وصلت و واجدين شرايط دعوت به عمل مي آيد مشخصات خود را تا پايان وقت اداري امروز ارسال نمايند تا ۳۰ سال دیگه که من پول دار شدم عقد بگیریم
لینک


به به به...
در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم


اصلا به تو افتاد مسیرم که بمیرم


یا چشم بپوش از منو از خویش برانم!!


یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم...

لینک


 
سلام دوستان عزیز.امید وارم که همه ی لحظات زندگی شمابه سبزی مازندران سپری شده باشه.
پرپروانه شکستن هنری نیست
تواگرپرشکنی پرشاهین بشکن

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

آرشیو وبلاگ
خرداد 1388
بهمن 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387

پیوندها
یه وبلاگ عشقی و توپ برای اونایی که تنها هستن
علمی وجذاب(مریم خانوم)
یه سر بزن ضرر نمیکنی...
اینم پاتوق برای شما....
کلبه ی کوچیک دلم
یه مشت عشق وحال....
رهگذر مهتاب...
عشق بی قیدوشرط...
دست توپلیازعشق تاآن سررویاهاست
ازهمه چیزوازهمه جا((وحیدعزیز))
دست نوشته های من...
الهه ی شرقی
من وگیتارم
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
فروشگاه اینترنتی
:: طراح قالب::

پیوندهای روزانه
قاصدک رها
بهار بی قرار
نوید دادا
پاتوق تو
آرشیو پیوندهای روزانه

  RSS  
پرشین وبلاگ